طلا در هفتهای که گذشت، برخلاف تصور سنتی بازار، نتوانست از تشدید تنشهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه بهعنوان یک محرک صعودی پایدار استفاده کند. در شرایطی که معمولاً افزایش درگیریهای منطقهای باعث رشد تقاضا برای داراییهای امن میشود، این بار بازار واکنش متفاوتی نشان داد. افزایش قیمت نفت، نگرانی از بازگشت فشارهای تورمی و احتمال ادامه سیاستهای انقباضی فدرال رزرو، باعث شد قیمت طلا تحت فشار قرار گیرد و بخشی از رشد هفته قبل را از دست بدهد.
اکنون معاملهگران بازار جهانی طلا نگاه ویژهای به دو رویداد مهم دارند؛ نخست انتشار دادههای تورم ژوئن آمریکا و دوم شهادت کوین وارش، رئیس فدرال رزرو، در کنگره. این دو عامل میتوانند مسیر کوتاهمدت اونس جهانی را مشخص کنند و جهت بعدی بازار را تحت تأثیر قرار دهند.
در حالت معمول، افزایش تنشهای سیاسی و نظامی در جهان به رشد قیمت طلا منجر میشود، زیرا سرمایهگذاران برای حفظ ارزش داراییهای خود به سمت پناهگاههای امن حرکت میکنند. اما این بار بازار بیشتر از خود تنشها، به پیامد اقتصادی آنها توجه کرد.
افزایش درگیری میان ایران و آمریکا، رشد قیمت نفت را به دنبال داشت. همین موضوع نگرانیها نسبت به تداوم تورم را تقویت کرد. وقتی بازار احساس کند تورم ممکن است دوباره اوج بگیرد، احتمال افزایش نرخ بهره یا ماندگاری نرخهای بالا توسط فدرال رزرو بیشتر میشود. این سناریو معمولاً به ضرر طلا تمام میشود، زیرا طلا دارایی بدون بازده است و در دورههایی که سود اوراق و نرخ بهره بالا میرود، جذابیت کمتری پیدا میکند.
به همین دلیل، بازار به جای تمرکز صرف بر تقاضای امن، به سمت دلار و اوراق خزانه متمایل شد و طلا با فشار فروش مواجه شد.
نفت در این مقطع به یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر بازار طلا تبدیل شده است. رشد بیش از ۵ درصدی قیمت نفت وستتگزاس اینترمدیت، این پیام را به بازار داد که هزینههای انرژی ممکن است دوباره موج جدیدی از تورم ایجاد کند.
رابطه نفت و طلا در این شرایط از یک مسیر غیرمستقیم عمل میکند:
در نتیجه، با اینکه طلا از نظر سنتی باید از نااطمینانی سیاسی سود میبرد، اما رشد نفت و آثار تورمی آن، این حمایت را تا حد زیادی خنثی کرد.
بازار در شروع هفته با حجم معاملات پایینتری همراه بود، زیرا تعطیلات طولانی در آمریکا از شدت فعالیتها کم کرده بود. دادههای بخش خدمات آمریکا نیز نشان داد که اقتصاد این کشور همچنان در بخشهایی از فعالیت تجاری، وضعیت باثباتی دارد. شاخص خدمات در سطح ۵۴ واحد قرار گرفت و شاخص اشتغال نیز بهبود پیدا کرد؛ دادههایی که نشانهای از تداوم استحکام نسبی اقتصاد آمریکا بودند.
اما از روز سهشنبه، شرایط تغییر کرد. تشدید درگیریها در نزدیکی تنگه هرمز، لغو مجوز فروش نفت ایران از سوی آمریکا و بازگشت تحریمها، همراه با حملات تلافیجویانه، موج جدیدی از نگرانی را به بازار تزریق کرد. در همین فضا، نفت جهش کرد اما طلا حدود ۱.۵ درصد کاهش یافت و این روند نزولی تا روز چهارشنبه نیز ادامه پیدا کرد.
روز پنجشنبه شرایط تا حدی متعادل شد. کاهش قدرت دلار و بهبود نسبی فضای ریسکپذیری در بازار سهام آمریکا باعث شد طلا بخشی از زیانهای هفتگی خود را جبران کند. همچنین انتشار خبرهایی درباره ادامه مسیر دیپلماسی و مذاکرات فنی، از شدت نگرانیهای اولیه کاست و به طلا کمک کرد تا دوباره در محدوده ۴۱۰۰ دلار تثبیت شود.
یکی از مهمترین محرکهای کوتاهمدت طلا در روزهای آینده، گزارش شاخص قیمت مصرفکننده آمریکا یا همان CPI خواهد بود. این گزارش میتواند دیدگاه بازار را نسبت به مسیر بعدی نرخ بهره تغییر دهد.
اگر دادههای تورم بالاتر از انتظار منتشر شوند، بازار اینطور تفسیر میکند که فدرال رزرو هنوز برای مهار تورم کار تمامشدهای ندارد. در این حالت:
اما اگر تورم کمتر از پیشبینیها باشد، احتمالاً بخشی از فشار از روی طلا برداشته خواهد شد. کاهش تورم میتواند انتظارات نسبت به سیاست انقباضی را تعدیل کند و فضای مناسبی برای رشد دوباره اونس جهانی فراهم آورد.
با این حال، واکنش بازار به CPI ممکن است موقتی باشد، زیرا سرمایهگذاران همزمان در انتظار موضعگیری کوین وارش نیز هستند.
شهادت رئیس فدرال رزرو در کنگره، از آن دسته رویدادهایی است که میتواند در مدت کوتاهی جهت بازار را تغییر دهد. بازار بهدقت دنبال خواهد کرد که آیا وارش همچنان بر موضع ضدتورمی و سختگیرانه خود تأکید میکند یا نشانههایی از احتیاط بیشتر نشان میدهد.
اگر لحن او تند و انقباضی باشد، انتظارات برای افزایش نرخ بهره تقویت میشود و این موضوع میتواند به ضرر طلا تمام شود. اما اگر اشاره کند که فدرال رزرو برای تصمیمهای بعدی به دادهها وابسته است و از شدت لحن انقباضی خود بکاهد، طلا ممکن است از این فضا حمایت بگیرد.
در حال حاضر، بازار هنوز احتمال افزایش نرخ بهره در ماههای آینده را بهطور کامل کنار نگذاشته است. بنابراین هرگونه اظهارنظر جدید از سوی رئیس فدرال رزرو میتواند مستقیماً روی دلار، بازده اوراق و قیمت طلا اثرگذار باشد.
در کنار فشارهای کوتاهمدت، یک عامل مهم همچنان از طلا حمایت میکند و آن خرید مستمر بانکهای مرکزی است. تازهترین دادهها نشان میدهد بانک مرکزی چین برای بیستمین ماه متوالی ذخایر طلای خود را افزایش داده است.
این روند اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد تقاضای ساختاری برای طلا همچنان پابرجاست. خرید طلا توسط بانکهای مرکزی معمولاً با هدف تنوعبخشی به ذخایر ارزی، کاهش وابستگی به دلار و افزایش امنیت داراییهای ملی انجام میشود. همین موضوع میتواند در میانمدت و بلندمدت نقش یک پشتوانه مهم برای بازار طلا ایفا کند.
از نظر تکنیکال، اونس جهانی طلا هنوز کاملاً از فشار فروش خارج نشده است. قیمت همچنان زیر خط روند نزولی مارس تا ژوئیه قرار دارد و کمی پایینتر از میانگین متحرک ۲۰ روزه معامله میشود. همچنین شاخص قدرت نسبی یا RSI در نمودار روزانه زیر سطح ۵۰ قرار دارد که نشان میدهد خریداران هنوز بر بازار مسلط نشدهاند.
در مسیر صعودی، نخستین مقاومت مهم طلا در محدوده ۴۱۳۰ دلار قرار دارد. اگر قیمت بتواند بالای این سطح تثبیت شود، احتمال حرکت به سمت مقاومت ۴۲۵۰ دلار افزایش پیدا میکند. پس از آن، سطوح ۴۳۵۰ دلار و ناحیه ۴۵۰۰ تا ۴۵۱۰ دلار بهعنوان مقاومتهای بعدی مطرح میشوند.
در مسیر نزولی، ناحیه ۴۰۰۰ تا ۳۹۵۰ دلار مهمترین محدوده حمایتی طلا محسوب میشود. شکست این منطقه میتواند راه را برای افت بیشتر تا سطوح ۳۹۱۵، ۳۹۰۰ و حتی ۳۸۰۰ دلار باز کند. به همین دلیل، رفتار قیمت در اطراف حمایت ۳۹۵۰ دلار برای معاملهگران اهمیت ویژهای دارد.
در شرایط فعلی، طلا در یک موقعیت حساس قرار گرفته است. از یک سو، تنشهای ژئوپلیتیک و خرید بانکهای مرکزی میتوانند از قیمت حمایت کنند. از سوی دیگر، افزایش قیمت نفت، نگرانیهای تورمی و احتمال تداوم نرخهای بهره بالا، فشار نزولی قابلتوجهی بر اونس جهانی وارد کردهاند.
در کوتاهمدت، واکنش بازار به دادههای تورم آمریکا و لحن کوین وارش میتواند تکلیف روند بعدی طلا را روشن کند. اگر دادهها و اظهارات سیاستگذاران به نفع دلار و بازده اوراق باشد، طلا ممکن است دوباره به سمت حمایتهای پایینتر حرکت کند. اما اگر نشانههایی از کاهش فشار تورمی دیده شود، احتمال بازگشت تقاضا به بازار طلا وجود خواهد داشت.
بازار طلا در هفته گذشته نشان داد که دیگر تنها بر اساس تنشهای سیاسی حرکت نمیکند و نقش متغیرهای اقتصادی، بهویژه تورم و سیاست پولی آمریکا، بسیار پررنگتر شده است. رشد قیمت نفت اگرچه در ظاهر باید به نفع طلا باشد، اما وقتی باعث نگرانی از تداوم تورم و نرخ بهره بالا میشود، اثر معکوس بر این فلز گرانبها میگذارد.
در روزهای پیشرو، سرمایهگذاران باید همزمان به چند عامل توجه کنند: دادههای تورمی آمریکا، موضع رئیس فدرال رزرو، روند قیمت نفت و رفتار دلار. در کنار این عوامل، حمایت ساختاری بانکهای مرکزی میتواند مانع افت شدیدتر طلا شود. با این حال، تا زمانی که ابهام درباره مسیر تورم و نرخ بهره ادامه داشته باشد، اونس جهانی احتمالاً در محدودهای پرنوسان باقی خواهد ماند.
در صورت تمایل به مشاوره در مورد خرید محصولات با شماره تلفن 02188314479 تماس بگیرید.
پرسش های متداول
زیرا بازار بیشتر از خود تنشها، به اثر اقتصادی آنها توجه کرد. افزایش قیمت نفت نگرانی از تورم را بالا برد و احتمال تداوم نرخ بهره بالا در آمریکا را تقویت کرد؛ عاملی که به ضرر طلاست.
اگر تورم بالاتر از انتظار باشد، احتمال افزایش نرخ بهره بیشتر میشود و طلا معمولاً تحت فشار قرار میگیرد. اگر تورم کمتر از پیشبینیها باشد، میتواند به رشد طلا کمک کند.
افزایش قیمت نفت میتواند تورم را تقویت کند. تورم بالاتر به معنی احتمال سیاست پولی سختگیرانهتر از سوی فدرال رزرو است و این مسئله معمولاً جذابیت طلا را کاهش میدهد.
مقاومت مهم طلا در محدوده ۴۱۳۰ دلار قرار دارد. در سمت مقابل، محدوده ۴۰۰۰ تا ۳۹۵۰ دلار مهمترین ناحیه حمایتی اونس جهانی محسوب میشود.
بله. ادامه خرید طلا توسط بانکهای مرکزی، بهویژه چین، نشان میدهد تقاضای ساختاری برای طلا همچنان وجود دارد و میتواند در میانمدت از قیمتها حمایت کند.